تبلیغات
رنگین کمان(مطالب جالب)

رنگین کمان(مطالب جالب)
رنگین کمون پاداش کسونیه که تا آ خر بارون منتظر بمونن ... بهنام
نویسندگان
نظر سنجی
شما طرفدار کدام تیم هستید؟






صفحات جانبی
ابر برچسب ها
رنگین کمــــان بهشت درمان غمخواری نیست بــــارانی باید تا که رنگیــن کمانی برآید خوب بودن _ به خدا _ سهل ترین کار است آیلین کوچولو عید سعید فطر بر همه مبارک توقف در ایستگاه زندگی کن ولی..............اما کدام پــل در کــجای جــهان شکسته است؟ افسردگی همسفر باهوش یا احمق؟ می توانی تکیه گاه باشی حسرت نخور گاهی شهریار دروغ وحقیقت در باره ی نوروز ریشه یابی عبارت تنبل خونه شاه عباس خود وخاندان با قبولی طاعات وعبادت حقیقت فلسفه ی سیزده بدر ایرانیان داستان غم انگیز رفتگرشهرداری تامل تبریک صعود گرگ وچوپان زنده وسنگ مزار سال نو مبارک راز ۱۰ رفتار غیرارادی انسان؛ از سکسکه تا گریه روزهــــای خـوب کمال بلوغ محبت بزرگترین هدیه مرد که گریه می کنه قانع باش نتیجه بی حوصلگی معمار روی کاشی کاری یک مسجد در مازندران نیت تو کجا و سرنوشت کجا چگونه بفهمیم کم خونی داریم؟ ماه محرم امید تنها دارایی خوشبختی ماندن ورفتن خوب گوش کردن پـــرواز حرف دلنشین آیلین کوچولو1
دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی کار می کردند که یکی از آنها ازدواج کرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود .
شب که می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می کردند . یک روز برادر مجرد با خودش فکر کرد و گفت:‌
درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم . من مجرد هستم
و خرجی ندارم ولی او خانواده بزرگی را اداره می کند.
بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.
در همین حال برادری که ازدواج کرده بود با خودش فکر کرد و گفت :‌ درست نیست که ما همه چیز را نصف کنیم. من سر و سامان
گرفته ام ولی او هنوز ازدواج نکرده و باید آینده اش تأمین شود.
بنابراین شب که شد یک کیسه پر از گندم را برداشت و مخفیانه به انبار برادر برد و روی محصول او ریخت.
سال ها گذشت و هر دو برادر متحیر بودند که چرا ذخیره گندمشان همیشه با یکدیگرمساوی است. تا آن که در یک شب تاریک دو برادر
در راه انبارها به یکدیگر برخوردند. آن ها مدتی به هم خیره شدند و سپس بی آن که سخنی بر لب بیاورند کیسه هایشان را زمین
گذاشتند و یکدیگر را در آغوش گرفتند
...

ولی خودمنیما این دو برادر از افراد این زمونه نبودن !!!



طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: ولی خودمنیما این دو برادر از افراد این زمونه نبودن !!!،
[ شنبه 14 بهمن 1391 ] [ 07:05 ب.ظ ] [ بهنام ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام،از این که به این وبلاگ سر زد ین، نهایت تقدیرو ازتون دارم ،با ارائه ی نظرات گرمتون صفا بخش محتوای مطالبمون باشین.با تشکر ...بهنام...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
زیبا

کد متحرک کردن عنوان وب