تبلیغات
رنگین کمان(مطالب جالب)

رنگین کمان(مطالب جالب)
رنگین کمون پاداش کسونیه که تا آ خر بارون منتظر بمونن ... بهنام
نویسندگان
نظر سنجی
شما طرفدار کدام تیم هستید؟






صفحات جانبی
ابر برچسب ها
بهشت رنگین کمــــان کمال بلوغ خوشبختی حسرت نخور توقف در ایستگاه خوب بودن _ به خدا _ سهل ترین کار است خود وخاندان غمخواری نیست پـــرواز درمان بزرگترین هدیه نتیجه بی حوصلگی معمار روی کاشی کاری یک مسجد در مازندران زندگی کن زنده وسنگ مزار حرف دلنشین با قبولی طاعات وعبادت تبریک صعود فلسفه ی سیزده بدر ایرانیان شهریار ماندن ورفتن مرد که گریه می کنه تامل قانع باش خوب گوش کردن امید تنها دارایی در باره ی نوروز می توانی تکیه گاه باشی ولی..............اما راز ۱۰ رفتار غیرارادی انسان؛ از سکسکه تا گریه روزهــــای خـوب ماه محرم کدام پــل در کــجای جــهان شکسته است؟ حقیقت گرگ وچوپان آیلین کوچولو1 نیت تو کجا و سرنوشت کجا افسردگی باهوش یا احمق؟ عید سعید فطر بر همه مبارک چگونه بفهمیم کم خونی داریم؟ محبت بــــارانی باید تا که رنگیــن کمانی برآید داستان غم انگیز رفتگرشهرداری آیلین کوچولو سال نو مبارک ریشه یابی عبارت تنبل خونه شاه عباس دروغ وحقیقت گاهی همسفر


هنگامی که کسی زیاد تنبلی کند و یا کج و معوج بنشیند و یا لم بدهد، به او می گویند: مگه تنبلخونه شاه عباسه؟

امروز به ریشه یابی این مثل عامیانه می پردازیم.

شاه عباس یک روز گفت: خدا را شکر! همه اصناف در مملکت ایران به نوایی رسیده اند و هیچ کس نیست که بدون درآمد باشد.




سپس خطاب به مشاوران خود گفت: همین طور است؟ همه سخن شاه را تایید کردند.از نمایندگان اصناف پرسید، آن ها هم بر حرف شاه صحه گذاشتند و از تلاش های شاه در آبادانی مملکت تعریف کردند.اما وزیر عرض کرد: قربانتان بشوم، فقط تنبل ها هستند که سرشان بی کلاه مانده.

شاه بلافاصله دستورداد تا تنبلخانه ای در اصفهان تاسیس شود و به امور تنبلها بپردازد. بودجه ای نیز به این کار اختصاص داده شد.کلنگ تنبل خانه بر زمین زده شد و تنبل خانه مجللی و باشکوهی تاسیس شد.

تنبل ها از سرتاسر مملکت را در آن جای گرفتند و زندگیشان از بودجه دولتی تامین شد.
تعرفه بودجه تنبل خانه روز به روز بیشتر می شد، شاه گفت: این همه پول برای تنبل خانه؟ عرض کردند: بله. تعداد تنبلها زیاد شده و هر روز هم بیشتر از دیروز می شود!شاه به صورت سرزده و با لباس مبدل به صورت ناشناس از تنبلخانه بازدید کرد. دید تنبلها از در و دیوار بالا می روند و جای سوزن انداختن نیست
.

شاه خودش را معرفی کرد. هرچه گفتند: شاه آمده، فایده ای نداشت، آن قدر شلوغ بود که شاه هم نمی توانست داخل بشود. شاه دریافت که بسیاری از این ها تنبل نیستند و خود را تنبل جا زده اند تا مواجب بگیرند.شاه به کاخ خود رفت و مساله را به شور گذاشت.

مشاوران هریک طرحی ارائه دادند تا تنبل ها را از غیر تنبل ها تشخیص بدهند ولی هیچ یکی از این طرح ها عملی نبود.سرانجام دلقک شاه گفت: برای تشخیص تنبل های حقیقی از تنبل نماها همه را به حمامی ببرند و منافذ حمام را ببندند و آتش حمام را به تدریج تند کنند، تنبل نماها تاب حرارت را نمی آورند و از حمام بیرون می روند و تنبلهای حقیقی در حمام می مانند.شاه این تدبیر را پسندید و آن را به اجرا درآورد. تنبل نماها یک به یک از حمام فرار کردند.

فقط دو نفر باقی ماندند که روی سنگ های سوزان کف حمام خوابیده بودند. یکی ناله می کرد و می گفت: آخ سوختم، آخ سوختم. دیگری حال ناله و فریاد هم نداشت گاهی با صدای ضعیف می گفت: بگو رفیقم هم سوخت!

[ چهارشنبه هج


طبقه بندی: داستان،
برچسب ها: ریشه یابی عبارت تنبل خونه شاه عباس،
[ سه شنبه 10 دی 1392 ] [ 02:03 ب.ظ ] [ بهنام ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

سلام،از این که به این وبلاگ سر زد ین، نهایت تقدیرو ازتون دارم ،با ارائه ی نظرات گرمتون صفا بخش محتوای مطالبمون باشین.با تشکر ...بهنام...
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
زیبا

کد متحرک کردن عنوان وب